تبليغاتX
فرداآسمان از آن توست
می خواهیم با توکل برخدای مهربان زندگیمان را به شاهکاری بی نظیر تبدیل کنیم.

 

از صبح زود دست به هر كاري مي زنيد ،

 

 

 

 

سعي كنيد آن كاررا چنان دقيق و مرتب

 

 

 

انجام دهيد

 

 

 

 

 كه بهتر از شما كسي نتواند آن كار

 

 

 را انجام دهد .

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 23:4  توسط یک مشاور  | 

 

 

.  به ديگران قول 100% بدهيد كه كاري را تا  تاريخ معيني به اتمام خواهيد رساند. قول دادن به ديگران در شما انگيزه ايجاد مي كند.

2.    در مطالعه مجلات ، به منظور صرفه جويي در وقت ، مقالات مورد نياز خود را جدا كنيد و براي مطالعه بعدي بايگاني كنيد.

3.      تندخواني را ياد بگيريد تا بتوانيد در مدت كوتاهتري مطالب بيشتري را مطالعه كنيد.

4.  هر فعاليتي در جهت تقويت انضباط فردي براي استفاده بهتر از وقت و مديريت زمان باعث تقويت ساير اصول انضباطي نيز مي شود.

5.   با حذف تمام كارهايي كه انجام آنها از اهميت ناچيزي برخوردار است ، مي توانيد كارهاي خود را با سرعت بسيار بيشتري به اتمام برسانيد.

6.   پيش از آن كه يك كتاب را به طور كامل بخوانيد ، با ورق زدن و مرور سريع مطالب، سرعت خود را در خواندن كتاب بالا ببريد.

7.   از خواندن مطالب غيرضروري خودداري كنيد. اشتراك خود را با مجله ها و روزنامه هايي كه به آنها نياز نداريد قطع كنيد.

8.      هنگامي كه بسيار خسته ايد، به خانه آمدن و زود به رختخواب رفتن يكي از بهترين راه هاي استفاده از وقت است.

9.   هر روز مقداري از وقتتان را به اين اختصاص دهيد كه در مورد هدف هاي اصلي و واقعي خود و راه هاي  بهتري كه از طريق آنها مي توانيد روز به روز به هدف هاي خود نزديك تر شويد فكر و تأمل كنيد.

10 . رشد شخصيت ، عامل اصلي صرفه جويي در وقت است. هر قدر انسان برتري شويد با صرف وقت كمتري مي توانيد به هدف هاي خود برسيد.

11 . سعي كنيد در تنظيم وقت ماهرانه عمل كنيد.

12 . هميشه براي انجام كارهايتان جدول زمان بندي شده داشته باشيد و تمام كارها و قرار ملاقات ها را در آن بنويسيد.

13 . هر كاري كه انجام مي دهيد در واقع داريد وقتتان را مي فروشيد. آن را ارزان نفروشيد.

14 . راهكارهاي مديريت زمان ، قدرت قضاوت، پيش بيني ، اطمينان و انضباط فردي را افزايش مي دهد.

15 . مديريت زمان ( تنظيم وقت ) بيش از هر چيز نياز به انضباط فردي ، خويشتن داري و تسلط بر نفس دارد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 0:49  توسط یک مشاور  | 

 

 

۱- تنوع

در بهار، تنوع خاصي در رنگها و جلوه هاي طبيعت ، درختان، گياهان و گلها مشاهده مي شود. زندگي متعادل نيز بايد برخوردار از تنوع ويژه اي باشد. كار، استراحت، اوقات فراغت، مطالعه، ورزش ، ارتباط با خدا و ... همگي عناصري از يك زندگي متنوع بوده و در جاي خود، مهم  و با ارزش تلقي مي شوند.

2- شادابي

بهار، آكنده از شادابي و طراوت است، به گونه اي كه معرّف تحول و دگرگوني در تمامي طبيعت مي باشد. زندگي متعادل نيز برخوردار از شادابي و سرزندگي است. بايد زوجين درزندگي مشترك خويش، مشوّق روح شادماني و مسرت باطني باشند و هر يك بر ديگري در اين امر، سبقت جويند.

3- تبادل

از زيبايي هاي بهار، تعادل در هواست؛ نه آن چنان سرد است كه گزنده باشد و نه آن اندازه گرم است كه سوزنده باشد. هواي ملايم و نسيم فرحبخش بهار، جان ها را گرمي مي بخشد. زوجين درزندگي متعادل، با الهام ازمكتب بهار، در روابط متقابل خويش به دور از هر گونه افراط و تفريط ، مناسباتي گرم و ثمربخش را پي ريزي مي كنند. روابط نه افراطي است كه به وابستگي و اتكاي بيش از حد بينجامد و نه سرد و قهر آميز است كه بذرهاي محبت و عاطفه را از قلوب آنان بركند.

4- تحول

طبيعت پس از دوره افسردگي و خمودي خزان ، در طراوت بهار به وجد مي آيد و دگرگوني هايي را در خود پذيرا مي شود. اندام خشكيده گياهان و درختان در گذر از ركود و رخوت زمستان به شور و جذبه بهار، جوانه هاي حيات را برخود ظاهر مي سازد. چنين تغيير و تحولي در طبيعت ، اين پيام را براي هر فردي در بردارد:"حال كه طبيعت متحول شد، تنها انسانها كه برتر از طبيعتند و اشرف مخلوقات ، بايد دراين دگرگوني ها برطبيعت، سبقت جويند".

اعضاي هر خانواده، نيك بينديشند كه هر يك نسبت به از دست دادن سرمايه عمر و سپري نمودن بهترين سال هاي زندگي، چه حاصلي اندوخته اند و با چنين سرمايه اي، دست به چه معامله اي زده اند؟ چنين انديشه اي ، بارور و زاينده است و انسان را فراتر از پوچي و ابتذال ، به رشد و تعالي مي خواند. از كلمات ارزشمند امام سجاد عليه السلام در دعاي مكارم الاخلاق، قسمتي را در ذيل نقل مي كنيم :

" خدايا به من عمرطولاني عطا فرما تا زماني كه عمرم  در راه اطاعت و بندگي ات صرف شود و اگر روزي برسد كه سال هاي زندگي ام چرا گاه شيطان گردد ، مرا فرصت مده."

5- حيات آفريني

بهارحيات است و حيات آفرين، آن گونه كه نسيم بهاري بر روحها و جانها مي وزد، حياتي دوباره در كالبدها مي دمد و به عبارتي، بهارعلاوه بر سر زندگي ، زندگي ساز نيزهست.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 0:44  توسط یک مشاور  | 

 

اي معبود من !

 

 

 

 

 

به من دانشي بده

 

 

 

 تا هر عدم موفقيتي را

 

 

 

 پله اي براي صعود بعدي ببينم.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 0:4  توسط یک مشاور  | 

 

 

1- زندگي شما وقتي بهتر مي شود که شما بهتر شويد. آنگاه پيشرفت شما نامحدود خواهد شد.

2- براي يک فرد موفق، تحصيل هرگز خاتمه نمي يابد. هر روز مطلب جديدي ياد بگيريد.

3- هر روز يک ساعت از وقت خود را صرف مطالعه در حيطه کاري خود کنيد . در اين صورت هر هفته يک کتاب و هر سال پنجاه کتاب مطالعه خواهيد کرد.

4- تا آنجا که برايتان امکان دارد دوره هاي آموزشي مفيد را بگذرانيد. مشتاقانه به دنبال سمينارها و کلاس هاي جديدي باشيد که مي توانند به شما کمک کنند.

5- با تمرکز مداوم بر روي عملکرد خود و نتايج حاصل از آن ، بر سرعت کار خود بيفزاييد.

6- از وقت ، خوب استفاده کنيد. هر دقيقه را هم به حساب آوريد.

7- براي ارزيابي خود را از قبل آماده کنيد. در جلسه همه مشغول ارزيابي شما هستند، بخصوص رئيستان.

8- افرادي که در جلسات اظهار نظر نمي کنند از نظر سايرين فاقد حس همکاري هستند.

9- براي انجام کار بيشتر داوطلب شويد و مرتباً مسئوليت هاي جديدي را برعهده گيريد.

10- اگر تمام توانتان همين است که در حال حاضر به کار گرفته ايد، بنابراين حاصل کار حال و آينده تان تفاوت چنداني با يکديگر نخواهد داشت.

11- موفقيت شما در زندگي رابطه مستقيم دارد با کاري که اکنون انجام مي دهيد، کاري که پس از آن انجام خواهيد داد و کارهايي که قرار است در آينده انجام دهيد.

12- اگر بيش از دستمزدتان کار نکنيد، هرگز نمي توانيد دستمزدي بيش از آنچه که اکنون دريافت مي کنيد مطالبه کنيد.

13- از رئيستان نهايت استفاده را ببريد. از هر فرصتي براي بالابردن مهارت ها و توانايي هايتان استفاده کنيد.

14- هزينه هاي لازم را پرداخت کنيد، در موارد لازم فداکاري کنيد و هر مانعي را از سر راه برداريد تا در کار خود بهترين باشيد.

15- شما مي توانيد هر هدفي را براي زندگي خود مشخص کنيد و براي رسيدن به آن هر چيزي را که لازم است فرا بگيريد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 23:2  توسط یک مشاور  | 

 

نامه آبراهام لينكن به آموزگار پسرش

او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد، انسان صديقي هم وجود دارد. به او بياموزيد به ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت مي‌شود. به او بياموزيد كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست.

مي‌دانم كه وقت مي‌گيرد اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد. به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر داريد. به او نقش و تأثير مهم خنديدن را ياد‌آور شويد.

اگر مي‌توانيد به او نقش مؤثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد تعمق كند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود. به گل‌هاي درون باغچه و به زنبورها كه در هوا پرواز مي‌كنند، دقيق شود.

به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد. به پسرم ياد بدهيد با ملايم‌ها، ملايم و با گردن‌كش‌ها ، گردن‌كش باشد. به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.

به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف‌ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي‌رسد انتخاب كند.    
ارزش‌هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد.
اگر مي‌توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند. به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد.
به او بياموزيد كه مي‌تواند براي فكر شعورش مبلغي تعيين كند، اما قيمت گذاري براي دل بي‌معناست!

به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي‌داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.
در كار تدريس با پسرم ملايمت به خرج دهيد، اما از او يك نازپرورده نسازيد. بگذاريد كه او شجاع باشد، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد.

 

 



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 1:59  توسط یک مشاور  | 

 

اين ديوانگيست ...

 

 

 

 

که از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينکه خار يکي از آنها

 

در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم.........

 

 

که همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينکه يکي از آنها

 

به حقيقت نپيوسته است رها کنيم..........

 

 

 که اميد خود را به همه چيز از دست بدهيم بخاطر اينکه

 

در زندگي با شکست مواجه شده ايم ...

 

 

 

که از تلاش و کوشش دست بکشيم بخاطر اينکه

 

يکي از کارهايمان بي نتيجه مانده است...........

 

 

 

و به ياد داشته باشيم که هميشه

 

  شانس هاي ديگري هم هستند

 

 

تنها بايد قوي و پُر استقامت باشيم و

 

همه روزه در انتظار روزي بهتر و شادتر

 

 از روزهاي پيش باشيم...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 1:48  توسط یک مشاور  | 

 

 

روان شناسان هيجان را به عنوان حالت آشفتگي، به هم خوردن تعادل و پاسخ شديد و تصادفي و در عين حال سازمان نيافته به محرک هاي خارجي تعريف کرده اند. بدين ترتيب هيجان را مي توان به دو گروه مطبوعي و نامطبوع تقسيم کرد. شايد، محبت و عشق از هيجان هاي مطبوع و در مقابل، ترس، غم و اندوه از هيجان هاي نامطبوعند.

به اعتقاد روان شناسان برخي هيجان ها شديدتر و بعضي ملايم ترند به علاوه روان شناسان با اين توضيح که هيجان هاي ملايم و غير مدوم جزء لاينفک و ضروري زندگي انسانند، حالات هيجاني شديد را به عنوان هيجان نامگذاري مي کنند و هيجان هاي ملايم را احساس مي نامند.

منشاء بسياري از بيماري هاي جسماني مانند زخم معده، کوليت يا ورم روده بزرگ، سردردهاي ميگرني، فشارخون و بعضي بيماري هاي تنفسي مانند آسم را در هيجان هاي شديد و مداوم مي دانند.

پژوهشگران در کنترل حالات هيجاني معتقدند که در مواجهه با هيجان هاي مختلف نخست بايد واقعيت را در نظر داشت. در اين شيوه فرد بايد در هنگام بروز هيجان براي مثال هيجان خشم که معمولاً بي موقع و نامتناسب با محرک بروز مي کند با اعتراف به آن سعي در کنترل منطقي هيجان خود داشته باشد.

شيوه دوم اين است که در روبه رو شدن با يک موقعيت هيجاني، محرک وارد شده دوباره تفسير شود به اين دليل که آن چيزي که ما را آشفته مي کند در اغلب موارد برداشتي است که ما از موقعيت ها مي کنيم. براي مثال دانشجويي با ديدن اسم خود در تابلوي آموزش که از وي خواسته شده است به دفتر آموزش دانشکده مراجعه کند با منفي باقي دچار اضطراب و تشويش مي شود در صورتي که مي تواند فکر کن احضارش براي گرفتن عکس يا ساير مدارک شخصي يا حتي تشويق او باشد.

از طرفي روان شناسان مي گويند: حتي در مواقعي که محرک ها سريع اتفاق مي افتند با شوخ طبعي و خنده و بي خيالي واقع گرايانه اما زودگذر مي توان از تنش يا تشديد اضطراب جلوگيري کرد.

در نهايت به اعتقاد تمام روان شناسان، بالا بردن توانايي ها و اعتماد به نفس مي تواند ما را در بسياري از مراحل پرهيجان زندگي ياري کند.

نمونه اين نکته مقايسه اضطراب و تشويق دانشجويي است که درس خود را خوب خوانده با دانشجويي که آمادگي کافي ندارد، در اين ميان دانشجويي که اعتماد به نفس دارد به هنگام صحبت از امتحان به جاي آن که دچار اضطراب شود از آن استقبال مي کند. پس افزايش مهارت ها و توانايي ها با افزايش اعتماد به نفس، فرد را با تنش و هيجان ناخوشايند کمتري روبه رو مي کند.

 

منبع: مجله زيباي موفقيت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:39  توسط یک مشاور  |